يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
81
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
قربانت شوم از عرض عريضهء خود عذر خواهم كه معجّل نامچهاى عرض شده است . چون فرمايش شده بود كه نسخهء مديحهء ارض اقدس از ميان رفته است و نسخهء آن را بفرستيد ، نام نامى و اسم گرامى چون رسم آن حضرت هرگز از ميان نخواهد رفت و ان شاء الله تعالى چون عزت و دولت سركار پايدار و برقرار خواهد بود . هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام تو اين معجّل نامچه هم عريضهاى است به امعان نظر ملاحظه خواهيد فرمود . هرچه باشد مشغول مىشويد . هرچند زحمت خواهد بود . اميد هست به عين عنايت در آن نظر فرمايند ، و عين الرضا عن كل كليلة ، و ليكن عين السخط تبدى المساويا . آن نسخهء ديگر همين است كه عرض مىشود ، چون بندهزادهها هرگز در ثبت مدايح آن حضرت روحى فداه بىمبادلات نيستند « 1 » . و له ايضا با اين سهام دولت در روى و راى نيكو * اندر مهام دولت كس نيست روى يارو بيرون ز گفتگو را سنجيدهاند او را * شيرى بود رمنده با خلق و خوى آهو او را به خوى يا خلق سنجيد كس نيارد * گر باور اين نباشد ها سنگ و ها ترازو
--> ( 1 ) اصل : موالات